تبليغاتX
آرامتر از نسیم

 

 

 

22 آبان۱۳۷۷ برای من تولد یک خاطره فراموش نشدنی است ساعت 7.45 شب

 

 وقتی وارد ترمینال کار اندیش شیراز شدم در کمال نا باوری تو را دیدم

 

 که مشغول جمع وجور کردن وسایلت بودی از دیدنت خوشحال شدم

 

ما سه روز قبل همدیگر را در تخت جمشید دیده بودیم وساعتها در مورد

 

فلسفه زندگی ،عشق ودوست داشتن حرف زده بودیم از دوستم پرسیدی

 

 ومن گفتم که او دو روز قبل بر گشته

 

ساعت 9 اتوبوس به سمت مقصد حرکت کرد، شیراز را ترک کردیم ومن غافل از

 

اینکه در آینده این شهر برایم یاد آور تلخترین خاطره ها خواهد بود

 

مشغول نوشتن بودی ومن هم مشغول خواندن  بخش  دیگری از نوشته هایت

 

 بعضی قسمتها را نیز تو برایم می خواندی وگاهی نیز موسیقی گوش می کردی

 

بیقرار می نمودی

 

شب بود وسکوت بودو جاده. تو برایم از صداقت گلهای باغچه می گفتی

 

 از تازه شدن با نسیم،آمیختن با نفس های باران

 

ومن در نگاهت غم دلواپسی ونگرانی را می خواندم در حالیکه نمی توانستم بفهمم

 

این دلواپسی ونگرانی برای چیست این جمله رومن رولان در ذهنم تداعی می شد:

 

 

" زندگی برای کسی که به حقارت روح‘تن در نمی دهد یک نبرد دائمی با نا ملایمات

 

وسختیهاست"

 

تنها کاری که از دستم بر می آمد این بود که امیدت دهم اما تو خوشبختانه

 

 خیلی زود به یقین رسیدی

 

اگر چه 6 سال بعد حول وحوش همین روزها تلخترین وغم انگیزترین

 

حادثه زندگیم در شیراز رقم خورد

 

اما آنشب بعنوان یک شب خاص و فراموش نشدنی برای همیشه در ذهنم به یادگار ماند

 

وحاصل این سفر برایم برادری مهربان،دلسوز ویاری رسان بودکه در سختترین

 

شرایط سنگ صبورم شد ویاریم کرد.

 

 تو نیز به آنچه که شایسته ات بود دست یافتی

 

 آنچه باعث شد تا امشب این خاطره ها را تکرار کنم دیدن جمله های زیبایت بود

 

 که آن شب در صفحه اول یکی از کتابهایم نوشتی

 

آرزو می کنم روزگارت همیشه پر از نور باشد چشمهایت هرگز زشتی وزخم نبیند

 

 وتا قیامت ساده باشی و سبز وسلامت

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط آرام  | 

 

 

 

غریب تر، حیرت انگیزتر

 

 

وهدفمند تر از من سرگشته ای نیست در جهان!

 

 

همراه وهمسفر همه جاده های بی انتهایی می گردم

 

 

که تا فراسوی ابدیت ادامه می یابند!

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط آرام  |